غزلهای آبی
جبران خلیل جبران:دوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید
پاییز است بغض آسمان می ترکد و فرشته ها می گریند کسی چه می داند شاید برای تنهایی من یا غریبی تو.. ....... پاییز انتهای درد نبود آغاز تنهایی دستانی بود که در انتظار دستانی ماند پاییز هیچ نبود اما همه بود فهمیدم پاییز آن نبود پاییز تو بودی من بودم و جداییمان بود . . .
نوشته شده در پنجشنبه 14 آذر1387ساعت
19:31 توسط ف. غزل| |
| Design By : Night Skin |


