تبليغاتX
غزلهای آبی




















Blog . Profile . Archive . Email . Design by .


غزلهای آبی

جبران خلیل جبران:دوست بدارید لیکن عشق را به زنجیر بدل نکنید

 

 

 

 

بوی باران دارد

آسمان، ابر، درخت

باد ها در چرخش

برگ ها در پچ پچ

بوی باران دارد

بغضی خفته در گلو

بوی باران دارم

من هنوز این جایم

و هنوز گم شده ام در باران

راستی راست بگو

من چرا گم گشتم؟

دستم از دست خدا کی دور شد؟

بوی باران دارد

خواب من ، خواب جهان

دیده ام باز شد و من دیدم

که در این دیر خراب تک و تنها پر خواب

گوشه ای افتادم

بوی باران داریم

همه با هم چون ابر

دست در دست و قدم ها محکم

زیر باد و باران

پس چرا تنهایم؟

همرهان کی رفتند؟

ابر کی می بارد؟

شاید آن وقت که من خواب رسیدن دیدم...

بوی باران دارم

پ.ن : دوست عزیز اگه آهنگ وبمو گوش کردی... دوست دارم نظرتو بدونم

 

نوشته شده در پنجشنبه 12 دی1387ساعت 13:14 توسط ف. غزل| |


Design By : Night Skin


www.irLearn.com